از بلاگ ایلیا
|
شيعيان فرهنگ عاشورا چه شد
پرچم خون رنگ عاشورا چه شد
کيست تا پرچم به دوش خون کشد شيعه را از خواب خوش بيرون کشد
گفت مولا کل ارض کربلا شيعه يعنی غربت و رنج و بلا
شيعه ی بی درد زخم بی نمک بس کن اين يا لـَيتـَنی کـُنتُ مَعَک
کربلا غوغاست، ساز و برگ کو ظهر عاشوراست، شور مرگ کو
کربلا گفتم کـَران را گوش نيست ورنه از غم بلبلی خاموش نيست
بلبلان چهچه ز ماتم می زنند روز و شب از کربلا دم می زنند
هر نظر بر غنچه ای تر می کنند يادی از غوغای اصغر می کنند
گفت بابا بی برادر مانده ای؟ بي کس و بی يار و ياور مانده ای؟
گر تو تنهايی بگو من کيستم؟ اصغرم اما نه اصغر نيستم
خيز و اسماعيل را آماده کن سجده شکری بر اين سجاده کن
ای پدر حرف مرا در گوش گير خيز و اين قنداقه در آغوش گير
خيز و با تعجيل ميدانم ببر بر سر نعش شهيدانم ببر
تشنه ام اما نه بر آب فرات آب می خواهم ولی آب حيات
آب در دست کمان دشمن است تير آن نامرد احيای من است
آتش اقيانوس را آواز داد آخرين ققنوس را پرواز داد
خون اصغر آسمان را سير کرد خواب زينب را چه خوش تعبير کرد
زينب آیا سر به محمل می زند کاروان را زخمه بر دل می زند
ای پرستار پرستوهای من مرهم زخم تکاپوهای من
ای زبان صدق و تصديق صفا اولين بيمار چشمت مصطفی
عصمت زهرا، عزيز مرتضی در تو جاری رستخيز مرتضی
عصر عاشورا علم در دست توست کرسی و لوح و قلم در دست توست
غنچه ها را گر چه پرپر کرده ام کوله بارت را سبکتر کرده ام
ظهر عاشورا که زير خنجرم دست بگشا سايه افشان بر سرم
شيعه يعنی امتزاج نار و نور شيعه يعنی راس خونين در تنور
شيعه يعنی هفت وادی اضطراب شيعه يعنی تشنگی در شط آب
آب گفتم سينه ها بی تاب شد خيمه ها از آه و آتش آب شد
آب گفتم تشنگی بيداد کرد کودکم بی تاب شد فرياد کرد
بر زبانش شعله آه و عطش شد زتير کين گلويش آبکش آفتاب از روی زين افتاده است مشک آبش بر زمين افتاده است |

درود خدا برشما.این بلاگ به زبان سیستانی است یعنی اصیل ترین شاخه زبان پارسی باستان.این بلاگ ضمن تاکید بر سیستان بعنوان بهشت باستانشناسان جهان.سعی در معرفی سیستان بعنوان کانون عشق و حماسه اهل بیت رسول گرامی اسلام دارد.ما فقط به خدا وابسته هستیم وبس....