غم
غم بی پرس و پاس شته مهمون جون ما
دودنی صفت وداره و ارمون جون ما
دودنی ره مه و کتک کنو چش مچینکا
تا جون مه خلاص شیه از خزون ما
ترجمه:
غم بدون دعوت میهمان جان ما شده است
مثل اسپند آویز آویخته بر آرمان و جان ما شده است
من اسپند را در آتش خواهم ریخت برای چشم زخم
تا جان من از خزان خویش خلاص شود
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آذر ۱۳۹۱ ساعت 9:4 توسط رقیم
|
درود خدا برشما.این بلاگ به زبان سیستانی است یعنی اصیل ترین شاخه زبان پارسی باستان.این بلاگ ضمن تاکید بر سیستان بعنوان بهشت باستانشناسان جهان.سعی در معرفی سیستان بعنوان کانون عشق و حماسه اهل بیت رسول گرامی اسلام دارد.ما فقط به خدا وابسته هستیم وبس....