غم بی پرس و پاس شته مهمون جون ما

دودنی صفت وداره و ارمون جون ما

دودنی ره مه و کتک  کنو  چش مچینکا

تا جون مه خلاص شیه از خزون ما

ترجمه:

غم بدون دعوت میهمان جان ما شده است

مثل اسپند آویز آویخته بر آرمان و جان ما شده است

من اسپند را در آتش خواهم ریخت برای چشم زخم

تا جان من از خزان خویش خلاص شود