الا ای رود ایرمند سیل کو فور ریز از گوره

مگو نمتنو که ای خیله جگر سوزه او ناجوره

تو فهمک که و هفتم روز از ماه محرم  امه گی تشنه

نو عباس ار سو که میرفت میدی برره ماموره

ترجمه:

ای رود هیرمند تو طغیان کن و از خاکریزهایت فرو ریز

نگو که نمی توانم که این کلامت جگر سوز است و ناجور است

این را بدان که روز هفتم محرم همه تشنه بودند

و عباس به هر سوی که سر میزد ماموران نمی گذاشتند آب بردارد